الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
185
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
گويى همچون مرواريدهايى هستند كه به روى پارچه تيره رنگى دوخته شدهاند اين پارچه را از يك طرف افق مىكشند و به سوى ديگر مىبرند ، و به تعبير ديگر حركت ثوابت حركت گروهى و دستجمعى است ، اما حركت سيارات حركت انفرادى مىباشد بطورى كه فاصله هايشان با بقيه ستارهها تغيير مىكند . علاوه بر اين ، ستارههاى ثوابت شكلهاى مخصوصى را تشكيل دادهاند كه به « اشكال فلكى » معروفند ، و شناخت آنها براى پيدا كردن جهات چهارگانه ( شمال و جنوب و مشرق و مغرب ) بسيار مؤثر است . پس از بيان آن همه نعمتهاى بزرگ و الطاف خفى پروردگار ، و جدان انسانها را به داورى مىطلبد و مىگويد : « آيا كسى كه مىآفريند همچون كسى است كه نمىآفريند ، آيا متذكر نمىشويد » ؟ ! ( * ( أَ فَمَنْ يَخْلُقُ كَمَنْ لا يَخْلُقُ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ ) * ) . اين يك روش مؤثر تربيتى است كه قرآن در بسيارى از موارد از آن استفاده كرده است ، مسائل را به صورت استفهامى طرح ، و پاسخ آن را بر عهده وجدانهاى بيدار مىگذارد ، و حس خود جوشى مردم را به كمك مىطلبد تا پاسخ از درون جانشان بجوشد و همچون فرزندشان به آن عشق ورزند ، و آن را پذيرا گردند . اصولا از نظر روانى ثابت شده كه براى تعليم و تربيت صحيح بايد حد اكثر كوشش را به كار برد تا طرف مقابل ، مطالب را از خود بداند يعنى احساس كند از درون خودش جوشيده ، نه چيزى كه از بيرون به او القا شده است تا با تمام وجودش آن را قبول كند و از آن دفاع نمايد . تكرار اين نكته نيز لازمست كه مشركانى كه در برابر انواع بتها به سجده مىافتادند هرگز معتقد نبودند بت آفريننده و خالق است ، بلكه آفرينش را مخصوص « اللَّه » مىدانستند ، اينجاست كه قرآن مىگويد آيا بايد در برابر خالق